عشق مرا باور كن
اي آسمان
عشق مرا باور كن
من خود را در تو جست و جو مي كنم
و با هر نفس تو
ايمانم تازه تر مي شود
فصل غريبي است
سكوت مبهم تو
تمام دفتر كوچك مرا
در ابهام خود فرو مي برد
سكوتت را خواهم شكست
با نگاهي فقيرانه
عشق را در نگاهت
طلب مي كنم
من با نگاهم
درته قلبت نفوذ كردم
و احساس زيبا يت را
با چشمانم خريدم
و با ربان زيبا
به قلب خسته خود
هديه كردم
قلبت را مي شناسم
گلبرگ سرخ است
احساسش را مي دانم
شبنمي كوچك
محبت كردنت برايم غريب نيست
همانند چكيدن شبنمي آسان و راحت
ديدنش ظريف و زيبا
هواي دلت
پر از عطرزيباي
ياسهاي وحشي
و تمام اندامم
عطر آسماني تو را حفظ كرده
دليل اش چيست!؟
سادگي و صداقت!؟
من فريب خورده ي
آن نگاه سنگين ام
هيچ كلامي در پيش چشمانت
برایم گویا نیست.






